حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمدعلی غروی، کارشناس دینی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران، با بیان اینکه پیروزی ملت ایران تا همین لحظه در جنگ رمضان عوامل مختلفی دارد، اظهار داشت: بخشی از آن عوامل زمینی و جامعهشناختی سیاسی است.
وی در همین راستا افزود: نتیجه خون شهدای مظلوم آن سحرگاه جمعه بود؛ چه دانشمندان هستهای که شهید شدند و چه فرماندهانی که از پاکترین انسانها بودند. ما باور داریم خون شهید اثر متفاوت و ویژهای دارد. به نظر من این خون باعث شد فضای ملتهب و مصنوعیای که ساخته شده بود و برخی هم به آن باور پیدا کرده بودند، شکسته شود.
حجت الاسلام والمسلمین غروی ادامه داد: تا قبل از آغاز جنگ، در فضای روشنفکری و دانشگاهی این تحلیل غالب بود که ایران در شرایط انفجار و فروپاشی است. گفته میشد هر لحظه ممکن است حمله خارجی یا مداخلهای رخ دهد و اگر چنین شود، فاتحه جامعه و نظام سیاسی ایران خوانده است. برخلاف آن تحلیلها، جنگ که آغاز شد، جامعه ایران نهتنها فرو نپاشید بلکه منسجم شد، جمع شد، مشت شد و مقاومت کرد و در مقاومت شکوفا هم شد.
درک درست مردم در میانه جنگ رمضان
وی اضافه کرد: مردم ایران که محصول انقلاب اسلامی هستند، به سطحی از شناخت تاریخی ـ سیاسی و قدرت تحلیل رسیدهاند که واقعاً در جهان امروز قابل مقایسه با هیچ ملت دیگری نیست و این موضوع از عوامل مهم رفتار اخیر مردم بود. مردم یک تجربه دور و یک تجربه نزدیک داشتند که به فهم شرایط فعلی کمک کرد و تعیینکننده رفتارشان شد. تجربه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲. برای مردم روشن شده که در آن واقعه چرا نهضت ملی از دست رفت. خیابانها واگذار شد به امثال شعبان بیمخ و فریبخوردهها، و کسانی که باید در لحظه حساس در خیابان میبودند، حاضر نشدند.
کارشناس دینی خاطرنشان کرد: مردم احساس میکردند چیزی در جامعه درست کار نمیکند؛ گرانی و مشکلات وجود داشت و مردم هم حق داشتند، اما در عین حال میدیدند اسرائیل و آمریکا از بعضی اتفاقها خوشحالاند و جشن میگیرند. میدانستند این تحرکات فقط یک پدیدهٔ درونی نیست و ردّ دخالت بیرونی در آن دیده میشود؛ مشابه همان چیزی که در مرداد ۳۲ اتفاق افتاد، فقط این بار عامل خارجی آمریکا و انگلیس نبودند بلکه آمریکا و اسرائیل بودند. اما مردم هنوز نمیدانستند دقیقاً چه باید بکنند.
حجت الاسلام والمسلمین غروی افزود: با آغاز جنگ رمضان، حتی برای کسانی که در ۱۸ دی هم تردید داشتند روشن شد که ماجراهای ۱۸ و ۱۹ دی، جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان جدا از هم نیستند؛ بلکه همه در یک مجموعه قرار میگیرند و یک خط واحد را تشکیل میدهند.
وی با بیان این که نمیتوان گفت اسرائیل و آمریکا فقط یک جنگ ۱۲ روزه کردند یا فقط در آن کشته دادیم، افزود: تعداد کشتههای ۱۸ و ۱۹ دی برای مردم بسیار سنگین بود و آغاز جنگ رمضان برای بسیاری ثابت کرد که آن حرفی که گفته میشد: «اینها کشتهسازی میکنند و ارادهشان این است که از هر کس از ملت ایران که دم دستشان باشد کشته بگیرند» حقیقت دارد. این موضوع آشکار شد و مردم فهمیدند که یا باید بیایند و جلوی تکرار ۱۸ و ۱۹ دی و تکرار ۲۸ مرداد را بگیرند، یا عرصه را واگذار میکنند به «شعبانبیمخها و فریبندهها». به همین دلیل حضور مردم بهصورت جدی در خیابانها دیده شد.
کارشناس دینی گفت: با شهادت رهبر معظم انقلاب، یک اتفاق مهم افتاد. مجموعهای از برساختههای رسانههای خارجی و دروغهایی که دربارهٔ ایشان گفته بودند، با ریخته شدن خون ایشان، مکان شهادت و زمان شهادتشان فروپاشید. این فروپاشی، آگاهی و احساسات مردم را بهشدت بالا برد. مردم تا قبل از آن میگفتند «خونی که در رگ ماست هدیهٔ به رهبر ماست»؛ اما با این واقعه دیدند که رهبر و حواریونش، حلقهٔ اول همراهانش، با خون خودشان در میدان نوشتند که «خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست».
رهبر و بهترین یاران ایشان خون خود را هدیه ملت کردهاند
وی خاطرنشان کرد: مردم حق داشتند بگویند خون ما هدیه به رهبر ماست؛ اما در مقابل، رهبر و بهترین یارانش نیز عملاً ثابت کردند که خون خود را هدیه ملت کردهاند. همین مسئله سبب شد خون ملت به جوش بیاید و نوعی آگاهی پدید بیاید. در برخی پشیمانی، در برخی خشم، و به هر حال این واقعه اثر عمیقی بر اقشار مختلف مردم گذاشت.
حجت الاسلام والمسلمین غروی ادامه داد: مردمی که بیش از ۹۰ درصدشان باسوادند و در دنیای رسانه زندگی میکنند، در تاریخ ایران چنین حاکمانی کم دیدهاند که اینگونه پای کار بمانند. در حالت عادی، رهبر و فرمانده باید آخرین کسانی باشند که آسیب میبینند، اما این بار آنها فدایی ملت شدند. این برای ملت آگاه ایران بسیار مهم بود.
وی افزود: نوعی آگاهی تاریخی و تمدنی در مردم ایران زنده شد. برای توضیح این موضوع، میتوان به سخن یکی از نمایندگان کنگره آمریکا اشاره کرد که گفت: «ما در زمان مناسبی قرار گرفتیم که یک جنگ ۲۰۰۰ ساله را در ایران به پایان خوبی برسانیم.»
دشمن به دنبال جبران شکست های تاریخی در برابر ملت ایران است
کارشناس دینی در همین زمینه اضافه کرد: این عبارت نشان میدهد که موضوع فقط اسلام یا جمهوری اسلامی نیست؛ چون اسلام ۱۴۰۰ سال بیشتر سابقه ندارد. اشاره او به تمدن ایران باستان است. این نشان میدهد که در لایههایی از ساختار آمریکا و رژیم صهیونیستی، تصور این است که در تاریخ، ایرانیان آریایی در برابر یونان و روم پیروز شدند و آنها خود را وارث آن تمدنها میدانند. از نگاه آنها، آن تمدنها در برابر ایران تحقیر و شکست خوردند و حالا میخواهند نوعی جبران یا ترمیم تاریخی انجام دهند.
وی گفت: این همان ایدهای است که پشت حمایت از فیلم «۳۰۰» نیز بود و این پیام را داشت که آنها حس میکنند باید شکست تاریخیشان از ایران را جبران کنند.
وی در همین راستا ادامه داد: آنها در ظاهر میگویند «ایران اسلامی»، «جمهوری اسلامی»، «ایدئولوژیک»، «شیعه افراطی» و…؛ اما به نظر میرسد فراتر از اینهاست. آنها حتی ایران اسلامی شیعی امروز را ادامه همان اقتدار تمدنی ایران باستان میدانند؛ بهترین وارثان و ادامهدهندگان آن تمدن. آنان بهترین وارثان و ادامهدهندگان تفکر انقلاب اسلامی را «تفکر عظمتطلبی برای ایران» میدانند و وظیفهٔ خود میدانند که در برابر آن بایستند.
بصیرت ستودنی ملت ایران
حجت الاسلام والمسلمین غروی اضافه کرد: اشتباه محاسباتیشان این بود که فکر میکردند باید همین حالا با همه هزینهها این تقابل را به نتیجه برسانند. اما زمانی که چنین حرفهایی مطرح شد، آگاهی تاریخی و تمدنی ملت ایران به صحنه آمد و خود را نشان داد. این آگاهی به مردم فهماند که موضوع بسیار عمیقتر از آن است که آمریکاییها یا اسرائیلیها ادعا میکنند که آمدهاند ملت ایران را از فساد یا مشکلات رهبران سیاسی نجات دهند.
کارشناس دینی گفت: مردم میدیدند که بسیاری از ادعاها درباره فساد ۹۰ درصدی و… دروغ است و نمیتوان پذیرفت که «دستمال کثیف» بخواهد «شیشه کثیف» را تمیز کند. این روایتهای نجاتبخشی که برخی میگفتند «ما آمدیم ایران را نجات بدهیم و مثل فرشته سفیدپوش از مردم مراقبت کنیم» در آگاهی تمدنی مردم رنگ باخت.
وی در همین راستا افزود: این آگاهی باعث شد ملت ایران به شیوهای که توصیف شد، بسیج شوند و در صحنه حضور داشته باشند. این حضور همچنین ریشه در فهم مردم از پیام رهبر شهید درباره جنگ رسانهای داشت، چرا که بخش عظیمی از جنگ فعلی جنگ رسانهای بود.
حجت الاسلام والمسلمین غروی خاطرنشان کرد: با توجه به نامردیها و جفاهایی که در حق رهبر شهید انقلاب و خانواده ایشان شد چه در حوزهٔ سیاست و چه نسبتدادن حرفهای بیربط، احساس مسئولیتی در مردم شکل گرفت که نباید اجازه دهند آنچه درباره رهبر شهید رخ داد، درباره جانشین ایشان تکرار شود.
وی در پایان گفت: مردم حس کردند باید وارد میدان شوند و این جمله «خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست» را اینبار در پشتیبانی از رهبر جدید معنا کنند. به این معنا که رهبر پیشین برای مردم فدا شد؛ پس مردم خود را موظف میدانند که از رهبر جدید حمایت کنند و اجازه ندهند خطری او را تهدید کند. این حس عمیق در ناخودآگاه جمعی کسانی که در صحنه بودند کاملا دیده میشد.










نظر شما